مهمونداری 👌

آریان و ماریان میوه های زندگیمون♡♡♡

نیازی به تسبیح نیست دستانت را که به من بدهی ذکر دوست داشتن میگویم...

به وبلاگ من خوش اومدین
امید زندگی من... با تو زندگی کردن چیزی فراتر از عشق است...

http://niniweblog.com/upl/ariyanim/14209809538.jpg

 

فرشته ی زندگی من نفسم به نفسهایت بستست... 

 

[ يکشنبه 7 خرداد 1396 ] [ 23:28 ] [ مامانی اریان ]
[موضوع : ]

[ ]

مهمونداری 👌









یه عصر بهاری منو این وروجکها حرکت کردیم به سمت بیرون برا خرید خمیر بازی و دفتر نقاشی و بین راه هم رفتیم پارک و کیک و آبمیوه خریدیم به من که خیلی چسبید



اینم از وقتی که رسیدیم خونه و بچه ها اول شروع کردن به نقاشی کشیدن با کلی ذوق و شوق



و بعد خمیر بازی
قربووووونتون بشم من عزیزای دلم
خب برم سر خاطره ی بعد که سه شنبه ۲خرداد۹۶قرار بود مهمون بیاد خونمونکیا؟خانواده ی باباجون یعنی عمه جونو دختریاو نوه ها زن عموها و مامان زهرا و محمد اینا دوستت
اول از همه که تمیز کاری خونه ها و اماده کردن وسایل بود و ...اما چشمتون روز بد نبینه که نیم ساعت قبل از اومدن مهمونا هانایی در حالی که کتاب دستش بود و داشت از آریان فرار میکرد سرش خورد به این تخت



و صورت و لبش باد کرد و کبود شد و کلی خون اومد خدا رو شکر که بخیر گذشت و اتفاق بدتری نیفتاد و تو تموم مهمونی هانا اینجوری بود



البته الان توت فرنگی خورده که صورتش قرمزه
اینم بعد از این اتفاق که میوه میخوردین تا مهمونا بیان



و حالا بعد از اومدن مهمونا اتاق شما






اونقدر بازی کردین و خوشحال بودین که نگو



اینهم از هانایی نصفه شب با صورت کبودش
عزیزانم براتون آرزوی سلامت و شدادابی و خوشی دارم
به خدا میسپارمتون

[ چهارشنبه 3 خرداد 1396 ] [ 14:48 ] [ مامانی اریان ]
[موضوع : ]

[ ]