آریان و ماریان میوه های زندگیمون♡♡♡

نیازی به تسبیح نیست دستانت را که به من بدهی ذکر دوست داشتن میگویم...

به وبلاگ من خوش اومدین

امید زندگی من... با تو زندگی کردن چیزی فراتر از عشق است...

http://niniweblog.com/upl/ariyanim/14209809538.jpg

 

فرشته ی زندگی من نفسم به نفسهایت بستست... 

 

ختنه سوران یدونه پسرم

سلام به بچه های نازنینم خب جونم براتون بگه که رسیدم به اونی که خیلی استرسشو داشتم و هی امروز و فردا میکردم بالاخره دل به دریا زدم و با مطب دکتر احمد آبادی تماس گرفتم و یه نوبت گرفتم برا تاریخ ۱۳۹۷/۶/۷ساعت یازده ... از چند روز قبل شروع کردم به سابیدن خونه ها و ترو تمیز کردن وسایل و یه شب بدون شماها با بابا رفتیم خرید و برا اریانم کلی کادو خریدیم و بادکنک و... و یه روز هم رفتم لرا جگر گوشم پارچه گرفتم تا اولین دامنی که تو عمرم دوختم دامن ختنه ی پسر گلم باشه و با کلی زحمت😥😓🤣دامنشو دوختم و روش اسمشو و تاریخ ختنشو روش با خط خودم نوشتم و گلدوزیش کردم ... و بالاخره رسید روز چهارشنبه و تاریخ ختنه ی گل پسرم اول اینکه شب قبل آریان رو تا ساعت دو شب...
19 شهريور 1397

هانای نازم ۳۵ماهگیت مبارک

دختر نازنینم با کلی عشق ۳۵ماهگیتو تبریک میگم دیگه داری به سه سالگیت میرسی قربونت برم این ماه خاله زهره اینا اومدن نیشابور و شما سه تا وروجک یکسره با هم بودید اینجا خاله زهره اینا خونه ما بودن👇 و تو این عکس هم ما خونه ی خاله محبوبه بودیم که هانا رو با بدبختی خوابوندم دیگه بعد از ظهر بود و خییییلی خسته بود ولی نمیخوابید بعدم رفتیم تو فاز عکاسی👇 و عکسهای زیر هم مربوط به تولد امیر علی جونه👇 و اینم هانایی و مهراسا جون که از اول مراسم تا آخر میرقصیدن😙😙😙 امیر علی جون تولدت مبارک😘🤗👏👏👏 ...
8 شهريور 1397

خبرای جدید

سلام سلام اومدم با دو تا خب جدید خبر اول تولد پسر دایی جون وحید امیر حسام جون که حسااااابی بهش تبریک میگم که این عکسها رو هم بعد از تولد توی خونه گرفتیم... اینهم عکسهایی که یه روز وقتی داشتیم میرفتیم پارک ازتون گرفتم😙 ادامه عکسهایی که بعد از تولد گرفته بودیم😅 و... و.... و.... برسیم به خبر خوش بعدی ... اینکه یه روز که من تا کله ظهر خواب بودم وقتی بیدار شدم دیدم هانایی اینجوری بالا سرم بیداره و میخنده میگه مامان بیدار شو دیگه و وقتی برگشتم دیدم اریانم اون طرفم نشسته و میگه مامان پاشو دیگه صبح شده خلاصه تو فکر این بودم که پاشم پانشم که یهو تلفن زنگ خورد و مامان...
6 مرداد 1397

هانای نازم ۳۴ماهگیت مباااارک

یه ماه دیگه گذشت و دختر من سی روز بزرگتر و فهمیده تر و دوست داشتنی تر شد دختر شیرین زبونی که با سوالای جورو واجورش گاهی کلی میخندونمون... هانای بلبل زبونم اولین دوچرخه سواریت به این طریق مبارک ایشالله رکاب زدنو کامل ترهم یاد میگیری قربونی برم تا خونه مامان جون مریم هی میگفتم هانا پابزن دیگه 😥 هانا:اِاِاِاِ حواسمو پرت نکن دیگه 😦 و دسته دوچرخه میییییرفت طرف خیابون😁 و من وارد عمل میشدم و دوباره میاوردمش این طرف🙁 هانا: ای بابا😤 خب من کوچولوام که بلد نیستم که 😟 دیگه بیخیال میشدو پا نمیزد منم تا اونجا کشیدم دو چرخه رو😣😣😣 👆این ماه بخاطر اینکا هانایی دوچرخش براش کوچولو شده بود این شد که دوچرخه ی داداشی شد مال هانا و برا داداشی یه دو چرخه دیگه خ...
5 مرداد 1397

دختر نازم روزت مبارک😙😙😙

ای بهار آرزوی نسل فردا، دخترم ای فروغ عشق از روی تو پیدا، دخترم چشم و گوش خویش را بگشا کز راه حسد نشکند آیینه‌ات را چشم دنیا، دخترم دست در دست حیا بگذار و کوشش کن مدام تا نیفتی در راه آزادی از پا، دخترم کوه غم داری اگر بر دوش دل همچون پدر دم مزن تا می‌توانی از دریغا، دخترم با مدارا می‌شوی آسوده دل، پس کن بنا پایه رفتار خود را بر مدارا، دخترم دخترک نازم و کادویی که خودش انتخاب کرده و روز پسر مثلا اختراع شده و با روز دختر یکیه🤣🤣🤣پسرک شیطون من با کادوش😙 ...
5 مرداد 1397

۵۳ماهگی مرد کوچکم

سلام به روی ماهتون اومدیم با یه ماهگرد دیگه و عکسای خوشگل خوشگل خب دیگه پسری یه ماه بزرگتر شده و کلی چیزهای جدید یاد گرفته و طبق معمول پیشرفت خوبی داشتیم تا حالا .... و میریم سراغ عکسها یه جمعه ی شیرین در مشهد👌 و بین راه این بالن خوششششگل😍😍😍😍 رستوران😋 هنر عکاسی مامانی که بچه هاش خوابن😅 همیشه با دقت همه جا رو میبینی و هر جایی برات سوالی پیش میاد سریع میپرسی شبی که بازی ایران و پرتغال بود ما رفتیم پارک و وقتی برگشتیم صورت بچه ها رو نقاشی کردم و کلی تو خونه رقصیدن و تیممونو تشویق کردن گرچه اونشب تیممون به پرتغال دو یک باخت اما بازی خیییییلی خوبی داشتن و همه ی مردم ایران خوشحال بودن مخصوصا وقتی دروازه بانمون پنالتی رونالدو رو گرفت...
20 تير 1397

۳۳ماهگی دختر گلم

دوباره رسید فصل قشنگ تابستون و تفریحاتش و دیروز ما اولین بار دسته جمعی رفتیم پارک و با حال و حوای تابستون روحیه تازه ای گرفتیم و این عکسا رو هم با کلی ذوق ازتون گرفتم بچه های نازم خیلی دوستون دارم و این هم عکس پسرم که به تازگی گرفتیم  و در آخر تبریک ماهگرد دخمل طلا هانا جونم دختر گلم فرشته ی زندگیم ۳۳ماهگیت مبارک ایشالله ۳۳سالگیت رو ببینم مامان جونم...
31 خرداد 1397

۵۲ماهگی پسر خونه

سلام به روی ماهتون ... رسیدیم به فصل ۵۲ زندگی پسرم و میخوایم ۴سال و ۶ماهگیش رو جشن بگیریم .این ماه ماه رمضان هست و ماهم کمتر از ماه های دیگه بیرون میریم و البته هنوز هم خاطرات شیرین خودمون رو داریم و اینکه این ماه دو تا اولین داشتیم😂😂😂برا دو نفر که حالا سکرت بمونه بهتره خودم میدونم فقط🙊فقط نوشتم که یادم نرفته باشه و خب بریم سراغ عکس ها و بعد توضیحاتشون خب اینها کتابهایین که این ماه برا بچه ها گرفتم و دوتا دفتر نقاشی و این خونه هم جایزه پسرم که تمام وسایل خونه رو به اینگلیسی بلده و اینهم از هانا خانوم که بابایی یهو سورپرایزش کرد😙😙😙 اینم از روزی که هانایی هر کارش میکنم ظهر نمیخوابه و شب بعد از اینکه شامش رو میدم و میرم که ظرفا رو ...
20 خرداد 1397